درست مثل همیشه رسید و خامم کرد

ز پشت پرده ای از سادگی سلامم کرد

اگر چه حرف قشنگی نداشتم،... اما

شبیه دفتر شعری پر از کلامم کرد

به رنگ تیره ی شب بود ناتمامی من

چقدر حوصله کردیم تا تمامم کرد

عشقم از پس یک انجماد طولانی

درست مثل همیشه رسید و خامم کرد

امیر سرزمین عشقم خواند و رفت

 پسین تر از آنم که او  به نامم کرد

چه شیرین کلام و  گُزَل چشم بود عسل

به یک اشاره ی ابرو اسیر دامم کرد