قسم به نغمة حافظ، که با تمام وجود

تمام بود و نبودم فقط برای تو بود

فقط برای تو، آری،  تویی که طعنه زدی

به دست بی گل و بی نان، به من، به شعر و سرود

زمانه مثل تو با من نساخت هر نفسی

شراب زندگی ام را به زهر درد آلود

کنون که می روی، اما قسم به حرمت عشق

خیال خوب تو با من همیشه خواهد بود

خلاصه با تو بگویم روزگار نخواست

که در کنار تو باشم یگانه ام بدرود